الملا فتح الله الكاشاني
9
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و زمين قَدْ عَلِمَ بدرستى كه دانسته است صَلاتَهُ دعاى خود را وَ تَسْبِيحَهُ و تنزيه خود را كه بچه طريقه او را بايد خواند و تنزيه بايد كرد و يا خدا داند نماز و نياز و تسبيح همه را بالاختيار يا بالطبع وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى داناست بِما يَفْعَلُونَ به آنچه ميكنند همه از طاعات و عبادات از مجاهد نقل است كه صلاة مر انسانراست و تسبيح مر هر شىء راست و دور نمينمايد كه طريق دعا و تسبيح خود را الهام طيور نموده باشد همچنانكه ساير علوم دقيقه را در اسباب معيشت كه نزديك است كه عقلاى مهندسين به آن مهتدى نتوانند شد و لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و بر خداى راست پادشاهى آسمانها و زمينها چه خالق همهء آنها او سبحانه تعالى و تقدس است وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ و بسوى خداست بازگشت همه در روز معاد أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ آيا نمىبينى كه خداى يُزْجِي سَحاباً ميراند آب را و برميانگيزاند قطعه قطعه آن را در اطراف عالم ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ پس تأليف مىكند در ميان آن يعنى انضمام ميدهد بعضى را با بعضى ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً پس مى گرداند آن را متراكم و درهم رفته و درهم بسته فَتَرَى الْوَدْقَ پس ميبينى باران را يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ بيرون ميايد از ميان او وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ و فرو ميفرستد از ابر كه بر بلندى واقع است مِنْ جِبالٍ فِيها از كوهها كه در اوست يعنى قطعهاى ابر بزرگ كه مانند است بكوهها در عظمة و رفعة مِنْ بَرَدٍ از تگرك اين بيان جبالست يعنى تگرك كه در آن ابر است و گويند مراد بسما آسمانست نه ابر و در آسمان كوهها است از تگرك چنانچه در زمين كوهها است از سنگ و حق تعالى از آن تگرك نازل ميگرداند و دليل عقلى قايم نشد بر منع آن و اما مشهور آنست كه بخار چون متصاعد شد و بطبقه بارده رسيد كه در جو هواست برودت آن را مجتمع ساخته ابر گردانيده و اين هنگام اگر برودت اشتداد ندارد باران متقاطر مىشود و ريزان ميگردد و اگر بر صفت اشتداد است و قبل از اجتماع اجزاى بخاريه برودت به آن رسيد برف مىشود و اگر نه تگرك و همهء اين ناچار است كه مستند باشد بارادهء حكيم حق تعالى جلت قدرته و عظمته فَيُصِيبُ بِهِ پس مىرساند آن تگرك را بر سبيل عذاب مَنْ يَشاءُ هر كرا ميخواهد يا زرع و ثمره آنكس را هلاك كند و ضايع ميسازد وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ و ميگرداند آن را از هر كه ميخواهد يعنى آن را از مزارع و اشجار او بازميدارد تا بسلامت ميماند يَكادُ سَنا بَرْقِهِ نزديكست كه روشنى برق آن